اندر احوالات شکلات مامان (آوبن خانم )
این روزا همش تو خونمون شاهد شیطونیای عسل خانم هستیم ماشالا هزار ماشالا حالت داره روزبروز بهتر میشه و ما خدا رو شکر میکنیم که دوباره تو رو بهمون برگردوند
از شیطنت هات که هر چی بگم کم گفتم :از دیوار راست بالا میری
کلمه هایی که میگی
بابا
ماما
آببباااااا(عباس:بابای من )
آنههه(مامان ترکی)
دای دای (دایی)
گل (بیا)
آب
عمه
عمو
آبابا
اینا (مینا)
لیلا
دِپِ (سپهر)
صدای گوسفند و گاو و شیر و گربه و هاپو و جوجه رو درمیاری
واسمون شعر میخونی (البته به زبون خودت )
کلی هم میرقصی(فقط کاقیه صدای یه آهنگ بشنوی هر جا باشی خودتو میرسونی و شروع به رقص میکنی)
قشششنگ خودتو واسه هممون لوس میکنی(مخصوصا اگه کار بدی کرده باشی زود لوس میشی که چیزی بهت نگیم )
خلاصه که عالمی درست کردی واسه هممون
الهی مامان فدات بشه عزییییییییزم
چند تا از عکس میذارم که پستت خالی نباشه
این گوسفد رو باباجون برات خریده بود و برات عقیقه کردن

یلدای امسال ولی چون همون روز برده بودیمت تبریز واسه چکاپ بهتر از این نشد
(راستی اصل کاری که هندونه بود یادمون رقت بیاریم سر سفره )

آش نذری مامان بزرگ که برای سلامتی شما زحمت کشیده بودن
دستشون درد نکنه

اینم یکی از شیطنت هات کفشای من پاته
عاشق کفش بزرگی 



اندر احوالات شکلات مامان (آوبن خانم )
